انرژِی و بازار جهانیتحلیل بازار انرژِی

انرژی ایران کجا گم می‌شود؟ / مسئله فقط کمبود نیست، تخصیص نادرست است

ناترازی انرژی ایران؛ مسئله فقط کمبود منابع نیست

به گزارش پایگاه خبری صدای رویداد، ناترازی انرژی ایران فقط نتیجه کمبود منابع نیست و بخشی از آن به نحوه تخصیص، بهره‌وری و محل مصرف انرژی بازمی‌گردد؛ از گاز فلرشده و نیروگاه‌های کم‌بازده تا رشد مصرف بنزین و استفاده از سوخت‌های مایع در زمان کمبود گاز.

ایران از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است، اما همزمان با افزایش مصرف داخلی، در دوره‌های اوج مصرف با ناترازی و دشواری تأمین انرژی مواجه می‌شود. بر اساس داده‌های مطرح‌شده در این گزارش، ایران حدود ۱۲۰۰ تریلیون فوت مکعب ذخایر اثبات‌شده گاز طبیعی دارد و تولید گاز خشک کشور در سال ۲۰۲۳ حدود ۹.۴ تریلیون فوت مکعب بوده است؛ در حالی که مصرف همان سال حدود ۸.۹ تریلیون فوت مکعب گزارش شده است.
این ارقام نشان می‌دهد مسئله انرژی ایران را نمی‌توان صرفاً با مفهوم «کمبود» توضیح داد. بخشی از چالش به این پرسش بازمی‌گردد که هر واحد انرژی در کدام بخش اقتصاد مصرف می‌شود و چه میزان ارزش افزوده، اشتغال، صادرات یا صرفه‌جویی ارزی ایجاد می‌کند.

گاز؛ از فلرینگ تا رقابت میان بخش‌های اقتصادی

بر اساس داده‌های مورد استناد این گزارش، ایران در سال ۲۰۲۳ حدود ۷۲۱ میلیارد فوت مکعب گاز را فلر یا وِنت کرده است؛ رقمی معادل حدود ۲۰.۴ میلیارد مترمکعب. آژانس اطلاعات انرژی آمریکا نیز ایران را در سال ۲۰۲۳ پس از روسیه در میان کشورهایی با بیشترین میزان گاز فلرشده قرار داده است.
در همان سال حدود ۶۰۰ میلیارد فوت مکعب گاز نیز برای تزریق مجدد به چاه‌های نفت استفاده شده که معادل نزدیک به ۱۷ میلیارد مترمکعب است. تزریق گاز الزاماً اتلاف محسوب نمی‌شود و می‌تواند برای حفظ یا افزایش تولید نفت توجیه اقتصادی داشته باشد، اما این موضوع نشان می‌دهد هر واحد گاز دارای هزینه فرصت است و محل مصرف آن اهمیت اقتصادی دارد.

گاز ایران همزمان در بخش خانگی و تجاری، صنایع، پتروشیمی‌ها و نیروگاه‌ها مصرف می‌شود. بر اساس داده‌های مربوط به سال ۲۰۲۲، حدود ۳۳ درصد گاز طبیعی ایران در بخش خانگی و تجاری، حدود ۲۷ درصد در بخش صنعتی و حدود ۲۸ درصد در نیروگاه‌های برق مصرف شده است.
به این ترتیب، گاز در اقتصاد ایران تنها یک سوخت نیست؛ بلکه همزمان سوخت خانوار، خوراک صنایع و پتروشیمی‌ها و سوخت اصلی تولید برق است. از همین رو، هرگونه ناترازی در گاز می‌تواند به‌صورت زنجیره‌ای سایر بخش‌های اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد.

راندمان نیروگاه‌ها؛ گاز آزادشده برای اقتصاد

وابستگی تولید برق ایران به گاز طبیعی، یکی دیگر از نقاط مهم این معادله است. بر اساس داده‌های ارائه‌شده، در سال ۲۰۲۲ حدود ۸۵.۲ درصد برق ایران با گاز طبیعی تولید شده و مجموع تولید برق کشور در همان سال حدود ۳۶۰.۷ تراوات‌ساعت بوده است.
در سال ۲۰۲۴ نیز مصرف برق ایران حدود ۳۴۷ تراوات‌ساعت اعلام شده است.
در چنین شرایطی، افزایش راندمان نیروگاه‌ها فقط یک موضوع فنی نیست؛ زیرا کاهش مصرف سوخت برای تولید مقدار مشخصی برق می‌تواند بخشی از گاز مصرفی نیروگاه‌ها را آزاد کند و آن را در سایر بخش‌های اقتصاد مورد استفاده قرار دهد.
در برنامه هفتم توسعه نیز هدف‌گذاری راندمان ۴۱ درصدی نیروگاه‌ها و کاهش تلفات انتقال و توزیع برق به ۱۲ درصد مطرح شده است.

بنزین؛ نمونه‌ای از هزینه پنهان مصرف انرژی

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های فاصله میان تولید انرژی و بهره‌وری اقتصادی، وضعیت بنزین است.
در سال ۱۴۰۴، میانگین مصرف بنزین در مقاطعی به حدود ۱۲۹ میلیون لیتر در روز رسید، در حالی که میانگین تولید پالایشگاه‌ها و بنزین اختلاطی در همان بازه حدود ۱۲۱ میلیون لیتر در روز اعلام شد.
همچنین در سال ۲۰۲۶، یکی از اعضای کمیسیون انرژی مجلس مصرف روزانه بنزین را حدود ۱۳۵ میلیون لیتر و تولید را حدود ۱۰۵ میلیون لیتر اعلام کرد؛ رقمی که از شکاف حدود ۳۰ میلیون لیتری میان تولید و مصرف حکایت دارد. این ارقام، اظهارنظر یک نماینده مجلس است و برای محاسبات قطعی سالانه باید با آمار نهایی وزارت نفت تطبیق داده شود.

رشد مصرف بنزین تنها به میزان تولید پالایشگاهی مربوط نیست و عواملی مانند خودروهای کم‌بازده، ترافیک، الگوی سفر، قاچاق سوخت و قیمت‌گذاری نیز بر میزان مصرف اثر می‌گذارند.
در سال ۲۰۲۵ نیز رکوردهای روزانه مصرف بنزین به حدود ۱۴۳.۷ میلیون لیتر رسید. افزایش مصرف داخلی می‌تواند بخشی از ظرفیت نفت و پالایش کشور را به جای صادرات یا توسعه زنجیره ارزش، به تأمین نیاز حمل‌ونقل داخلی اختصاص دهد.

ناترازی گاز و افزایش مصرف سوخت مایع

ناترازی گاز تنها به خود گاز محدود نمی‌شود و می‌تواند صورت‌حساب آن را به بخش فرآورده‌های نفتی منتقل کند.
بر اساس گزارشی در سال ۲۰۲۵ که بر مبنای یک گزارش داخلی وزارت نفت منتشر شد، مصرف گازوئیل در مارس ۲۰۲۵ به ۱۴۶ میلیون لیتر در روز رسید؛ حدود ۳۰ میلیون لیتر بیشتر از تولید داخلی. در همان گزارش، افزایش مصرف گازوئیل و نفت‌کوره در نیروگاه‌ها و صنایع سنگین به کمبود گاز نسبت داده شده بود.
به این ترتیب، کاهش دسترسی به گاز می‌تواند به افزایش مصرف سوخت‌های مایع، فشار بیشتر بر پالایشگاه‌ها، افزایش هزینه تأمین سوخت و کاهش ظرفیت بالقوه صادرات فرآورده‌ها منجر شود.

اتلافی که در کنتور ثبت نمی‌شود

بخش مهم دیگری از مسئله انرژی ایران به «هزینه فرصت» مربوط می‌شود؛ هزینه‌ای که الزاماً در آمار تلفات فیزیکی انرژی دیده نمی‌شود.
گازی که در یک فعالیت اقتصادی مصرف می‌شود، دیگر نمی‌تواند در فعالیت دیگری مورد استفاده قرار گیرد. برق مصرف‌شده در یک فعالیت کم‌بازده نیز امکان استفاده در یک صنعت صادرات‌محور را از بین می‌برد. به همین ترتیب، فرآورده‌ای که برای پاسخ به مصرف داخلی اختصاص می‌یابد، در صورت وجود ظرفیت صادراتی نمی‌تواند همان درآمد ارزی را ایجاد کند.
از این منظر، انرژی ممکن است بدون نشت، فلر یا تلفات شبکه نیز دچار اتلاف اقتصادی شود؛ یعنی در فعالیتی مصرف شود که ارزش ایجادشده متناسب با ارزش فرصت ازدست‌رفته نباشد.

مسئله اصلی؛ مدیریت ارزش انرژی

ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ کوادریلیون BTU انرژی اولیه تولید کرده و مصرف انرژی اولیه کشور حدود ۱۴ کوادریلیون BTU اعلام شده است. این فاصله به‌تنهایی به معنای امکان صادرات انرژی نیست، زیرا عواملی مانند کیفیت منابع، تبدیل انرژی، ظرفیت پالایش و فرآورش، محدودیت‌های شبکه، تحریم‌ها و نیاز داخلی بر امکان بهره‌برداری اقتصادی از منابع اثر می‌گذارند.
با این حال، این وضعیت نشان می‌دهد مسئله اصلی فقط افزایش تولید نیست. سیاست‌گذاری انرژی می‌تواند علاوه بر شاخص‌هایی مانند حجم تولید و میزان مصرف، میزان ارزش اقتصادی ایجادشده به ازای هر واحد انرژی را نیز مورد توجه قرار دهد.

در چنین چارچوبی، راندمان نیروگاه، جمع‌آوری گازهای همراه نفت، اصلاح الگوی مصرف سوخت، کاهش تلفات شبکه و هدایت انرژی به فعالیت‌های دارای ارزش افزوده بالاتر، بخشی از یک مسئله واحد محسوب می‌شوند.
در نهایت، چالش انرژی ایران را می‌توان نه فقط به‌عنوان مسئله تولید و مصرف، بلکه به‌عنوان مسئله تخصیص منابع دید؛ اینکه هر واحد گاز، برق یا فرآورده در کدام بخش بیشترین ارزش اقتصادی، صادرات، اشتغال و صرفه‌جویی ارزی را ایجاد می‌کند.
در این نگاه، بخشی از انرژی که امروز «کمبود» آن احساس می‌شود، ممکن است واقعاً از بین نرفته باشد؛ بلکه در بخشی با بهره‌وری پایین‌تر از ظرفیت اقتصادی خود مصرف شده باشد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا